روزمـرگــــــــــی

* امروز صبح همسری منو رسوند خونه مامانم و ظهر با مامانم رفتیم بازار.چنتا رنگ مو گرفتم ترکیب کنم بعد صفر بدم خواهرم بزنه.

*عروس عمه ام وضع حمل کرده.بعد صفر مراسم دارن.مامان انقدر ازونا برام گفت همش وسوسه ام کرد.اما خب ما تا خرخره تو قسطیم .خود اونا 6 ،7 سالی هست از ازدواجشون گذشته و حالا بچه دار میشن.ما هم هنوز 3 سال نشده!!! پس حالا حالا ها وقت هست..خخخ .غصه نخور بانو. همه چی بوقتش میاد

* چقدر کیف داره خونه تمیز تمیز باشه و از بیرون بیای و با دیدن تمیزی خونه ارامش بگیری. اومدم فقط سریع برنج کته کردم و یه خورشت ساده درست کردم ( سیب زمینی و پیاز و یگم گوشت چرخ کرده سرخ کردم با رب). 

* با جاری صوبت کردم که حیاط و پیلوت خونه رو ماهی یه بار یا دوبار نوبتی تمیز کنیم.

فردا نوبت خودمه.

*رادیو اربعین گوش میدم.امسالم جا موندم از قافله!! 


کشف یه نگاه جدید

این مدت خیلی دنبال جواب این سوالم بودم که چطور میشه با دیدن بدی های یه نفر باز هم دوسش داشت. 

بچه که بودم وقتی رفتارای متضاد دوستام رو میدیدم دیگه ازشون دوری میکردم.باهاشون حرف نمی زدم. فکر میکردم همیشه زندگی همینه با کسایی باشی که از ته ته دل باهاشون احساس راحتی میکنی و دوسشون داری. ولی سرنوشت شرایطی رو برامون بوجود میاره که باید با احساسات دلخواه درونت مبارزه کنی. درواقع زندگی همینه. خدا احساساتی برخلاف احساسات درونمون برامون بوجود میاره تا همه احساسات دنیا رو بچشیم و باتجربه تر و بزرگتر شیم. خدا میخواد ما با نفسمون همیشه در حال جنگ باشیم. برا همینه هیچ کس از زندگیش راضی نیست .چون تا یکم زندگی بهش خوش میگذره یه اتفاقایی میوفته که مجبوره خودخواهیشو بذاره کنار و به فکر حل مشکلات باشه. اینا مارو روحمون رو بزرگتر میکنه. 

نگاه جدید من برای قبول بعضی ادمایی که مجبوری باهاشون مدارا کنی اینه که خدا همه مخلوقاتشو دوس داره و عاشقشونه حتی بد باشن. من کیم که دوسشون نداشته باشم؟؟!! پس وقتی با یکی ملاقات میکنی که از سر اجباره به این فکر کن خدا اینو دوس داره.پس منم دوسش دارم با همه بدی هاش!!! یکم تمرین میخواد. ولی واقعا رو من تاثیر زیادی گذاشت. 

بازم آدم بدی شدم

برای خودت دعا کن که آرام باشی

برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی….
ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد
ایمان داشته باش که قشنگترین عشق,
نگاه مهربان خداوند به بندگانش است
زندگی را به او بسپار….
و مطمئن باش
که تا وقتی پشتت به خدا گرم است
تمام هراس های دنیا،
خنده دار است….

به همفکریتون احتیاج دارم

  • یه مشکلی که دارم اینه همیشه فکر اینده اذیتم میکنه.تو ذهن خودم یه سناریو میسازم. میشینم فکر میکنم اگه این اتفاق بیوفته چی میشه. اگه اونجور بشه چطور میشه. خیلی خیلی اذیت میشم. میشه بگید شما با اینجور افکار چطور برخورد میکنید؟؟

دغدغه های جدیدم

  • وقتی فهمیدم نمیتونم کلاسای دلخواهمو برم دیشب خونه مامانم بودم.داداشم اومد که کاری بهم معرفی کرد.خیلی خیلی خوشحال شدم.فهمیدم خدا هنوزم رهام نکرده. خدا همه درارو باهم نمیبنده. الان میخوام شروع کنم و اطلاعات واسه این کار پیدا کنم. خدایا شکرت

مسلمانی من!!

  • چهارشنبه ها صبح زود همسری که میره سرکار منم میزاره خونه مامانم و میره. مامان صبح ها میره جلسه ختم قرآن. گفت الا و بلا باید بیای بریم. حوصله نداشتم. حالم گرفته بود. گفتم میشه نیام حوصله ندارم. گفت نخیر باید بیای. تا اینکه باهاش پاشدم رفتم. وقتی برگشتیم بی نهایت پرانرژی بودم.اونجا قرآن خوندیم با زیارت عاشورا... چقدر اخه دل ادمو اروم میکنه...چقدر با خوندنشون بیخیال دنیا و مشکلاتش میشی... حالا من هیچ وقت قران ختم نکردم... خیلی دلم به حالم میسوزه... شرمم میاد از مسلمونیم... خدایا خودت دستمونو بگیر و کمکمون کن.
  • بیخیال کلاس کوپ و لایت شدم.دوس دارم سالن باز کنم.هدفهای زیادی داشتم که خدا با یه اتفاقایی نشون داد فعلا قسمت نیس. منم گفتم چشم قربان.

فرق خسیس با صرفه جو

** فرض کنید شما 20 روز در ماه و روزی 8 ساعت کار کرده و یک میلیون تومان درآمد کسب می کنید. یعنی بابت خرج هر یک ساعت از عمر گرانبهای خود، ساعتی 6250 تومان دریافت می‌کنید. پس در زمان خرید کالایی به قیمت 60 هزار تومان، انگار که 10 ساعت از عمر خود را به جای آن می دهید و اینجاست که باید از خودمان بپرسیم: “آیا این کالا یا خدمات ارزش آن را دارد که 10 ساعت از عمرمان را به پای آن بدهیم؟ ”

**صرفه‌جویی یعنی اینکه بر اساس نیازهای خودمان بخریم، تحت تاثیر تبلیغات قرار نگیریم یا اینکه از آن بدتر رفتار مالی ما برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نباشد.

**صرفه جو به سفر می رود و سعی می کند با اقتصادی ترین امکانات بیشترین لذت را از سفر ببرد اما مسافرت با خسیس بزرگ ترین رنج زندگی است . سفر را به کام همه زهر می کند و هیچ لذتی به کسی نخواهد رسید.

** در یخچال آدم صرفه جو همه چیز پیدا می شود اما به قدر نیاز و اهل نگهداری بیهوده مواد و دور ریختن ضایعات نیست چون اصلا دریخچال صرفه جو ضایعاتی یافت نمی شود.

**در خانه صرفه جو به روی میهمانان باز است اما از چندین مدل غذا و سفره های پر ضایعات و دور ریختنی خبری نیست .

**آدم صرفه جو از بخشندگی دور نیست و بعضا برای امور خیریه و کمک به دیگران داوطلب می شود 


اما خسیس...

**خسیس خود آزار است انقدر به خودش سخت می گیرد که بعضا دچار بیماری می شود اما حاضر نیست برای درمانش کاری بکند و منتظر است دیگران برایش دست در جیب کنند

**خسیس زمان و جانش در نظرش بی ارزش ترین چیزهاست تنها چیز ارزشمند در جهان پول است. غافل از اینکه پول را نمی توان به گور برد!

**خسیس ترحم انگیز است نه تنها فکر مردم برایش مهم نیست حتی برای گدایی کردن یک ریال در اوج ثروت تن به هر ذلتی می دهد.

**یخچال خسیس خالی است اندک مواد موجود کهنه و غیر قابل استفاده عموم است اما خسیس علاقه خاصی به خوردن آنچه سایرین تصور خوردنش را هم نمی کنند دارد.

**خسیس با کار خیر و کمک به دیگران دشمنی دارد و وقتی هر پولی از او می خواهد اول می پرسد چه سودی برای من دارد!


چیزی بنام حریم خصوصی

از پر رویی بعضی آدما بدم میاد.

چیزی بنام حریم خصوصی تو تربیتشون وجود نداشته. 

چرا بعضی مادرا متوجه این موضوع نمیشن که وقتی پسرشون ازدواج کرد حق نداره تو حریم خصوصی پسرش و زنش وارد شه. چرا مثل کنه دوس دارن بچسبن به آدم.چرا شخصیت خودشون رو حفظ نمیکنن. چرا باعث میشن عروس همیشه نسبت مزاحم به مادر همسرش بزاره.

اما یجایی خوندم آدمای موفق هیچ وقت چرا چرا نمیکنن. میتونم اینطوری توجیح کنم که قدیما که همه باهم زندگی میکردن ، حریم خصوصی کمتر وجود داشته. درب خونه همیشه باز بوده و همیشه آماده اومدن یه نفر به حریمشون بودن. واسه همین یاد نگرفتن. و وقتی این همه سال این موضوع رو یاد نگرفتن ازین به بعد هم بزور میشه یادشون داد. در نتیجه مقاومت میکنن در مقابلش. به روش خودشون زندگی میکنن. و چاره ای جز کنار اومدن نیست. 


بی خیـــــــــــــال. ایــن نیـــز بگـــــــــذرد


ماجراهای من و کودک درونم 1

چرا نمیفهمی باید منطقی باشی یکم

میدونم انتظار زیادیه ازت.اما تو دیگه بزرگ شدی .باید بالغانه رفتار کنی. حال مهمون نداری؟؟ بیجا کردی!! تو دیگه ازدواج کردی. همه چی که نباید طبق میل تو باشه.شوهرتم آدمه. دوست داشته دعوت کنه. مگه چقدر ازین کارا میکنه. فقط اخر هفته ها.اونم گاهی. پس بیخیال احساساتت شو و باهاش یکی شو. 


میدونم این روزا فشار زیادی روته.اما تو زنی. تو مسیولیتت اروم کردن خونه اس نه فشار اوردن به خانواده.تو این شرایط بحرانی قوی باش. بدون همه چی به وقتش اتفاق میوفته.بدون تو نباید فشار زندگی رو در این حد تحمل کنی.بدون هرچی از خونه کم شه خود شوهرت باید متقبل شه بعدن.به تو مربوط نیس. فهمیدی؟؟؟

در مقابل ادم پر رو هم پررو باش در کمال احترام

حالا یه نفس عمیق... افرین....عالیه ... برو و به زندگیت برس با یه انرژی فول

نقطه ضعف آدم

  • خدا همیشه نقطه ضعف آدمو هدف میگیره و ازون جا امتحانش میکنه. 


به خاطر خدا بیخیال میشم از ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

به خاطر خدا بیخیال شو

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

همیشه خودتو کمتر از دیگران ببین.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

همسرمو از امام حسینم گرفتم

  • سالی که ازدواج کردم محرمش اولین محرم عمرم بود که واقعا عاشق امام حسینم شدم و شناختمش. ازش خواستم مرد زندگیمم حسینی باشه. ازش خواستم عشقشو ازم نگیره. ازش خواستم قسمت کنه مادرمم ببرم کربلا. کربلایی که سالهاست در حسرت دیدنشه. نشد ببرمش کربلا. نشد! حالا خودم موندم تو حسرت دیدن شش گوشه اش. چند ماه بعد از محرم اون سال عاشق همسرم شدم و یه چیزی تو وجودش دیدم که ....

حسین من بیا و این دل شکسته را بخر

این عکس کاملا بدون شرحه

دلم برای حرمت تنگه اقا

حسین من بیا و این دل شکسته را بخر

مسافر جا مانده را با خود ببر

Image result for ‫حسین من بیا و این دل شکسته را بخر‬‎

شود روزی که در سجده بگویم

رسیدم کربلا الحمدالله


دنیای وارونه ما


کر که باشی ... صدایت می کنند
کور باشی ...
نگاهت می کنند
لال باشی 
همه گوش شنوا
اینچنین ساخته شده
دنیای وارونه ی ما !!!



Image result for ‫دنیای وارونه‬‎


فداکاری همزمان

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

روزمرگی 1

شوهری سرکاره و من که این وبلاگو تازه شروع کردم سرگرم ویرایش تنظیمات و انتخاب قالب و اینام. 
فردا قرار بود با خانواده همسر و فامیلاشون بریم باغ یکی. که قسمت نشد. شوهری گفت فردا هم میخواد بره سرکار و منم والا از خدا خواسته چون اصلا حال بیرون رفتن ندارم.
قدیما وقتی کم سن تر بودم وبلاگ نویسی میکردم و خاطر هامو مینوشتم.که نشد ادامه بدم.وبلاگو حذفیدم و همش پرید. اینجا رو شروع کردم هر ازگاهی بنویسم.چون از لحاظ روانشناسی هم نوشتن از حرفای درون یجورایی جزو واجباته چون خیلی ادمو اروم میکنه.


من سرگردان 1

راهمو گم کردم .سرگردونم. می خوام بی خیال دنیا شم. هرچی هست همونجاست پیش تو. خودت گفتی از رگ گردن بهم نزدیکی. کمکم کن. خیلی سختمه تنهایی. 

با امام زمان عهد بستم.عهد بستم در برابر رفتارای مامانش صبر کنم و اونم معرفتمو ببره بالا.

از روزی که عهد بستم خدا اتفاقای جدیدی میزاره جلو رام. امروز صبح از بس حرص خوردم دستام یخ کرد.از پرروییش متنفرم.اما به خاطر امام زمان بخاطر شوهرم مجبورم. خدایا بهم صبر بده

Designed By Erfan Powered by Bayan