ثواب نکردن یا ثواب کردن و بعدش خرابش کردن؟

* یه مدته حال روحیم زیاد جالب نیست. 

دارم با خودم کلنجار میرم. من بنده ی خوبی نبودم و نیستم. هرکاریم میکنم واسه خاطر خدا بعدش با کلی غر زدن خرابش میکنم.انگار که همچین کاری انجام ندادم. 

همش برام سواله : کار ثوابی میکنی و بعد همش غر میزنی و خودت میدونی که ازون ثوابه هیچی نمونده دیگه .ولی در اون حدم نیستی که دم از فشار روحی که در حین ثواب کردنه روته نزنی. 

قصه ازین قراره که مادرشوهری و پدر شوهری سه ماه پیش به مدت یه ماه  بدلایلی (که مفصله و از حوصله خارج ) اومدن خونه ما و قرار بود.هرماه خونه یکی از پسراشون(که 3 تان) برن.بعد از اینکه از خونه ما رفتن دیگه خونه پسرای بعدی نرفتن.فقط و فقط با ما راحتن.چون من هواشونو خیلی دارم با اینکه از تو خودم زجر میکشم.و بین پسرا هم فقط و فقط با شوهر من. یعنی اکثر کاراشون به عهده من و شوهرمه. و اون یکیا با خیال راحت زندگیشونو میکنن. 

ازونجایی که شوهری صبح میره و شب میاد.و من خونه هستم.فقط من با مادرشوهری میموندم و اونم از چیزایی که فقط مورد علاقه خودشه حرف میزد و حریم خصوصی برا من دیگه وجود نداشت.چون همش همه جا کنارم بود. فقط سعی میکردم زیاد برم خونه مادرم که ازون فضا دور شم. من واقعا اواخرش دیگه نمیکشیدم. کم کم داشتم دیوونه میشدم.چون اختیار خونه از دستم خارج شده بود و اعتراضیم نمیخواستم بکنم.چون میگفتم بخاطر خدا بیخیال میشم. اما روحم هنوز درگیر مسایل بود و شب موقع خواب که فقط موقع حرف زدن من و شوهرم بود راحت بودم. ولی باز یه بغض گنده تو گلوم بود و نمیتونستم و ازتوانم خارج بود پنهونش کنم.ناچار فقط شبا گریه میکردم.و همسری متوجه میشد ولی از دست اونم کاری برنمیومد و کاملا درکم میکرد.

حالا باز قراره بیان خونه ما.و من حال روحیم از الان داغونه. صبح تا شب کارم شده فکر کردن و فکر کردن. میدونم ثوابی که دفعه قبلی کردم همش حیف شده بخاطر غرزدنام. 

دارم فقط به این فکر میکنم خدا خودش میدونه چقدر ضعیفم و تحملم کم. از من چی میخواد؟؟!!!! از منه ضعیف چه خواسته ای داره؟ درسته از بابت شوهرم مشکلی ندارم شکر خدا. ولی بخدا سختمه. به علی سختمه. من این حال روحیم چکار کنم!!!!!!!!


بازم آدم بدی شدم

برای خودت دعا کن که آرام باشی

برای خودت دعا کن که آرام باشی.
وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد.
برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛
آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی….
ﺯﻧﺪﮔﻲﻫﻴﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﻦبست نمیرسد. کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم. خدا که باشد، هرمعجزه ای ممکن میگردد
ایمان داشته باش که قشنگترین عشق,
نگاه مهربان خداوند به بندگانش است
زندگی را به او بسپار….
و مطمئن باش
که تا وقتی پشتت به خدا گرم است
تمام هراس های دنیا،
خنده دار است….

چیزی بنام حریم خصوصی

از پر رویی بعضی آدما بدم میاد.

چیزی بنام حریم خصوصی تو تربیتشون وجود نداشته. 

چرا بعضی مادرا متوجه این موضوع نمیشن که وقتی پسرشون ازدواج کرد حق نداره تو حریم خصوصی پسرش و زنش وارد شه. چرا مثل کنه دوس دارن بچسبن به آدم.چرا شخصیت خودشون رو حفظ نمیکنن. چرا باعث میشن عروس همیشه نسبت مزاحم به مادر همسرش بزاره.

اما یجایی خوندم آدمای موفق هیچ وقت چرا چرا نمیکنن. میتونم اینطوری توجیح کنم که قدیما که همه باهم زندگی میکردن ، حریم خصوصی کمتر وجود داشته. درب خونه همیشه باز بوده و همیشه آماده اومدن یه نفر به حریمشون بودن. واسه همین یاد نگرفتن. و وقتی این همه سال این موضوع رو یاد نگرفتن ازین به بعد هم بزور میشه یادشون داد. در نتیجه مقاومت میکنن در مقابلش. به روش خودشون زندگی میکنن. و چاره ای جز کنار اومدن نیست. 


بی خیـــــــــــــال. ایــن نیـــز بگـــــــــذرد


نقطه ضعف آدم

  • خدا همیشه نقطه ضعف آدمو هدف میگیره و ازون جا امتحانش میکنه. 


Designed By Erfan Powered by Bayan