مسلمانی من!!

  • چهارشنبه ها صبح زود همسری که میره سرکار منم میزاره خونه مامانم و میره. مامان صبح ها میره جلسه ختم قرآن. گفت الا و بلا باید بیای بریم. حوصله نداشتم. حالم گرفته بود. گفتم میشه نیام حوصله ندارم. گفت نخیر باید بیای. تا اینکه باهاش پاشدم رفتم. وقتی برگشتیم بی نهایت پرانرژی بودم.اونجا قرآن خوندیم با زیارت عاشورا... چقدر اخه دل ادمو اروم میکنه...چقدر با خوندنشون بیخیال دنیا و مشکلاتش میشی... حالا من هیچ وقت قران ختم نکردم... خیلی دلم به حالم میسوزه... شرمم میاد از مسلمونیم... خدایا خودت دستمونو بگیر و کمکمون کن.
  • بیخیال کلاس کوپ و لایت شدم.دوس دارم سالن باز کنم.هدفهای زیادی داشتم که خدا با یه اتفاقایی نشون داد فعلا قسمت نیس. منم گفتم چشم قربان.
جناب منزوی
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۵:۱۸
خوبه حداقل دلتون سبک شد :)
بانو فاطمی
۱۲ مهر ۹۷ , ۱۲:۰۴
سلام
خیلی شیرین و دوست داشتنی است..
انگار که هر روز ، چند نوبت داری به خودت مولتی ویتامین تزریق می کنی که هم قدرت می گیری و هم باعث می شه بدنت فعال بشه و سم های بدنت دفع بشه.. قران و نهج البلاغه و زیارت خوندن این طوره..
پر باشید از این ویتامین های روزی چند بار..


پاسخ :

وای که ما چه قدر بدبختیم ازین مولتی ویتامینا دوریم و به دلخوشیای الکی خودمونو خوش میکنیم
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan