روزمرگی 1

شوهری سرکاره و من که این وبلاگو تازه شروع کردم سرگرم ویرایش تنظیمات و انتخاب قالب و اینام. 
فردا قرار بود با خانواده همسر و فامیلاشون بریم باغ یکی. که قسمت نشد. شوهری گفت فردا هم میخواد بره سرکار و منم والا از خدا خواسته چون اصلا حال بیرون رفتن ندارم.
قدیما وقتی کم سن تر بودم وبلاگ نویسی میکردم و خاطر هامو مینوشتم.که نشد ادامه بدم.وبلاگو حذفیدم و همش پرید. اینجا رو شروع کردم هر ازگاهی بنویسم.چون از لحاظ روانشناسی هم نوشتن از حرفای درون یجورایی جزو واجباته چون خیلی ادمو اروم میکنه.


کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan